02/04/2014
کافه، به آدم یاد می دهد آدم ها را، با هر ذهنیت وُ چهره وُ اخلاقی دوست داشته باشی.
گاهی یک نفر آنقدر اخم بر صورتش هست که با خودت می گویی: "این چطور زنده س!"
گاهی یک نفر آنقدر حرف می زند که با خودت می گویی: " دیوونم کرد، بسه خُب!"
گاهی یک نفر آنقدر شیرین با تو حرف می زند که می خواهی بغلش کنی.
گاهی هم یک غریبه که تا دیروز نمی شناختیش می شود رفیقت، همصحبتت، کسی که تو را می فهمد.
جدا از همهی اینها، زیباترین وُ دلنشین ترین حس برای تو که کافه دار هستی، گذرِ روزهاست که هر روز و شب، یکی از همان آدم ها برمی گردند به کافه، پُشتِ میز خودشان می شینند، سفارشان را با همان لحنِ دیروزی می دهند وُ مشغول به خوردنِ قهوه و غذا و چای و کشیدنِ سیگار می شوند.
دلنشین ترین حس همین ست که کافه ی تو برای آنها آرامش است. برای همان عده ای که می توانند خیلی بیشتر از انگشتانِ دست هات وَ یا کمتر از آنها باشند.
در این میان، آنها که خودت را هم دوست دارند وُ رفیقت هستند،بدونِ اینکه توِ کافه دار بخواهی بروی دمِ خانه شان یا محلِ کار وُ پاتوق، خودشان به سراغت می آیند، می آیند تا فرصتی پیدا کنیم گپی بزنیم، شعری بخوانیم، خاطره ای تعریف کنیم، خستگی مان را در کنیم.
در این دو ماه که کافه رستوران بلوط را باز کرده ایم، با تمامِ سختی ها و خستگی هاش، از همیشه راضی تر وُ خوشحال ترم.
این که بیشتر مجالِ دوست داشتن دارم وَ مهمتر، آنها که دوستم دارند کنارم هستند.
شما هم اگر تا امروز به ما سر نزدی، سراغِ ما و کافه بیا، فرصتِ دوستی ها و ملاقات کردن ها کم پیش می آید.
مشتاق دیدارت.
- آدرسِ کافه ی ما: تهران،خیابان طالقانی،بین خیابان نجات اللهی و خیابان حافظ